سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خــ ـــ ـــ ــدا کفیل است
خــ ـــ ـــ ــدا کفیل است


با چه زبانی بگویم ... اگر اراده کنیم ، فاصله ها در هم می شکنند ...




به من ننگ بی مهری می زنی ... نمی دانی چقدر هر روز و هر لحظه دلم هوای نگاه گله مندت را می کند ...



خیالی نیست ... همین نگاهت را هم دوست دارم ..


.
 هر چه که از تو به من برسد ، بر من واجب است...


 



         


و دوست دارم کسی را که هم خورشید است و هم ماه و هم ستاره!


به یکتایی خورشید زمین و البته شاید بی وفایی او،پراز شیطنت زیبای ستارگان روی پشت بام دلم که به اندازه ی داشتن


 یک ماه آرزوی داشتنش را دارم!


 





دلم انگار می خواهد بمیرد!


دلم تنگست انگار! برای چه کسی؟! نمیدانم!


از سینه پر می کشد به هوای دیدن او! اویی که اورا خوب ندیده ام! یک سوال... آیا می توان ندیده کسی را دوست داشت... یا این یک احساس زود گذر خنده دار است؟؟




 



 


 


 



 


نوشته شده در سه شنبه 26/2/91ساعت 1:12 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

 


 


 


 


 


 حجاب فاطمه


 


پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) همراه با مرد نابینایی به خانه فاطمه(علیها السلام) آمد، بلافاصله فاطمه(علیها السلام)خود را کام پوشاند.


 


رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود:


 


چرا خود را پوشاندی با این که او تو را نمیبیند؟ فاطمه(علیها السلام) فرمود:


 


ای پیامبر خدا! اگر او مرا نمیبیند، من که او را میبینم و او بوی مرا حس میکند! پیامبر اکرم فرمود:


 


گواهی میدهم که تو پاره دل منی.


 


       


 


 حرمت مست کننده ها
عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ(علیها السلام) قالَتْ: قالَ لى رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم): یا حَبیبَةَ أَبیها کُلُّ مُسْکِر حَرامٌ، و کُلُّ مُسْکِر خَمْرٌ.


 




 


 


 نتیجه عبادت خالص
عَنْ فاطِمَةَالزَّهْراءِ(علیها السلام) :« مَنْ أَصْعَدَ إِلَىاللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ أَهْبَطَ اللّهُ إِلَیهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.»
هر که عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد، خداوند متعال برترین بهره و سودش را به سوى او پایین فرستد.


 


 


 


- بدترین امّت
عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ(علیها السلام) قالَتْ: قالَ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم)، شِرارُ أُمَّتى الَّذینَ غَذُّوا بِالنَّعِیم، الَّذینَ یأکُلُونَ أَلْوانَ الطَّعامِ، وَ یلْبَسُونَ أَلوانَ الثِّیابِ وَ یتَشَدَّقُونَ فِى الْکَلامِ.
بدترین امّت من کسانى هستند که: از انواع نعمتها تغذیه مىکنند و خوراکى هاى رنگارنگ مىخورند، و لباسهاى گوناگون مىپوشند، و هر چه بخواهند مىگویند.


 


 


 


 


 


 


 



 


 


 


 


 


 


 


 


 


 کمک به ذرارى پیامبر
عَنْها(علیها السلام) قالَتْ: قالَ رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم): أَیما رَجُل صَنَعَ إِلى رَجُل مِنْ وُلْدى صَنیعَةً فَلَمْ یکافِئْهُ عَلَیها، فَأَنَا الْمُکافِئُ لَهُ عَلَیها.
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: هر کسى براى فردى از فرزندان من کارى انجام دهد و بر آن کار پاداشى نگیرد، من پاداش دهنده او خواهم بود.




پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمود:اى دوستِ پدر! هر مست کننده اى حرام است، و هر مست کننده اى خمر است.


 


 


 


 


 


 


 


نوشته شده در چهارشنبه 6/2/91ساعت 5:33 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

آرام و بی صدا می آیی و بر خیال سرما خورده ی من جوانه می زنی


 دیگر بغض نمی کنم


تو خط مرا خوانده ای


و شعرهایم را


 


 



شاید که باران باریده باشد


بر شانه های جدا مانده ی تو


که چیزی مثل نور


مثل رنگ


مثل زندگی


بر این داغی جا مانده از عطش


همهمه می کند


از وقتی که از چشمانمان


نگاهت را دزدیده اند



                                         


                                                 

 



                         رفتــــه ام بــ ــــ ــا دریا...


آن وقت که آســ ــمان در تسخـ ـــ ـیر انگشتان تو بود..


در رویای آمدن باران...


باز مـ ـــ ــی گردم و بر تو خواهـ ــ ــ ـــم بارید...


 


 


            


 



            


 


 


نیستی ؛نمی دانی


لحظه ها؛  در سکوت؛ چه آرام می گذرد


اینجا؛


کنار خیال من


در دامن سوسوی فانوس در قاب دریا


در نبود ماه


که می گویند به میهمانی خواب های تو آمده است


رویاهایم در غروب دشتی نا آشنا


خانه نشین شده است


آنجا که تا هر کجا صخره است 


 از قامت تو؛ تویی که نمی شناسمت !


سراغ آسمان را می گیرم


نوشته شده در شنبه 2/2/91ساعت 10:38 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

- همیشه لباسی را بپوشید که کاملاً اندازه شما باشد.


2- پوشیدن لباس های بزرگ تنها اندام شما را اغراق آمیزتر جلوه داده و آنها را پنهان نمی کند.


3-تنها در زمانی که کمر باریکی دارید از کمربند استفاده کنید.


4-پارچه های سنگین مانند پشمی، بافتنی و چرمی شما را سنگین وزن تر جلوه می دهند.


5-لباس با خطوط افقی شما را چاق تر و لباس با خطوط عمودی شما را لاغرتر جلوه می دهد.


6- رنگ های تیره، شما را لاغرتر و کوچک تر می کنند.


7- رنگ های روشن، شما را بزرگ تر و حجیم تر می کنند.


8- لباس های بالاتنه و پایین تنه یک رنگ، شما را لاغرتر جلوه می دهند.


9- لباس های بالاتنه و پایین تنه با رنگ های متفاوت، شما را بلندقدتر نشان می دهد.


10- لباس های یقه بلند، گردن را کوتاه تر می کند.


11- گردن بند کوتاه، گردن را کوتاه تر می کند.


12- روسری که به سمت پایین آویزان شده باشد، قد شما را بلندتر جلوه می دهد.


13- پارچه های سبک وزن مانند کتان و نخی شما را لاغرتر جلوه می دهند.


نوشته شده در پنج شنبه 17/1/91ساعت 12:12 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

 


زیر لباس لطیف


 


کامل از تعجب دهانش باز ماند و پشت به دیوار کرد.چشم هایش را بست و با خود گفت نکنه آنچه میبینم اشتباه است اما نه خودش است.چشم هایش را باز کرد.


آری خودش بود و آن که پا به پای او می رفت خدمت کارش بود دنبالشان به راه افتاد.آن دو به مسجد رفتند کامل نیز به دنبال آنها وارد مسجد شد امام حسن عسکری علیه السلام و خدمت کارش نیز مشغول خواندن نماز شدن شدند نزدیک شد و پشت سر امام نشست و به لباس امام خیره شد


چه لباس زیبای چشم را میزند خودش لباس نرم و زیبا می پوشد آن وقت مارا به بردباری و زندگی ساده دعوت میکند.آه همه اش دروغ است.حتما دور از چشم مردم غذای چرب هم میخورد


 آیا چنین شخصی میکند جانشین پیامبر باشد؟


 نه نه کامل،تو فریب خورده ای.کامل بلند شد و نماز خواند هنوز نمازش تمام نشده بود که دید امام همراه خدمتکارش از مسجد بیرون رفت اوهم پس ازنمازازمسجد خارج شد هوا هنوز گرم بود راه را خوب میشناخت از چند کوچه رد شد جلو خانه امام ایستادکوبه در را چند بار به صدا در آورد کسی در را باز کرد همان خدمت کاری بود که امروز همراه امام دیده بود خدمت کار سلام کرد وقتی چهره ناراحت و درهم کامل را دید پرسید آقا آیا اتفاقی افتاده؟ کامل گفت با او کار دارم با اربابت


خدمتکار از رفتار کامل خوشش نیامد از جلوی اوکنار رفت کامل وارد شد با خودش گفت حتما خانه اش هم مثل لباسش زیبا ست داخل خانه که شد همه جا ساده بود وارد اتاق امام شد سلام کردامام به احترام او از جا برخواستو حالش را به گرمی پرسید


کامل گوشه اتاق نشست نگاهش اتاق را جست و جو کرداتاقی فقیرانه بود که باچند حصیر پوشیده شده بود. با خودش گفت جور در نمی آید آه این هم نوعی خود نمایی و فریب دادن مردم است


امام دوباره با لبخند حالش را پرسید


 با نگاه سرد پاسخ داد خوبم آقا خوبم و دوباره به لباس امام خیره شد.امام همه چیز را در نگاه کامل خواند. میدانست کامل مردی درویش و صوفی است از آن دسته کسانی که فکر میکنند از نظر اسلام باید همیشه لباسی کهنه پوشیدو فقیرانه زندگی کرد


امام گفت ای پسر ابراهیم جلو تر بیا کامل جلو رفت امام درحالیکه خنده برلب داشت آستین پیراهن سفیدش را بالا زد.آه چه می دید امام لباسی تیره و زبری زیر لباس روشن و لطیف پوشیده بود


درحالیکه کامل لباسی نازک و لطیف زیر لباس زبرش پوشیده بود تا بدنش آزار نبیند


امام گفت ای پسر ابراهیم لباس تیره و خشن برای خداست و لباس سفید را روی آن کشید و گفت این هم برای شماست کامل بن ابراهیم خجالت کشید و از امام عذر خواهی کرد


پی نوشت: اصول کافی، جلد دوم


نوشته شده در چهارشنبه 9/1/91ساعت 11:19 صبح توسط آرش نظرات ( ) | |



 




 


مترسک انقدر دست هایت را باز نکن.....



 


کسی تو را در آغوش نمیگیرد....



 


ایستادگی همیشه تنهایی دارد




 



 




یه جایی شنیدم که یارو می گفت:




 زخم های آدم سرمایه است.حالا می فهمم که
این سرمایه رو نباید با این و اون تقسیم کرد.




داد نکشم, هوار نکشم ,صبور و آروم و
بی صدا باشم .و همه چی و تحمل کنم.




وقتی می باختی باهات شریک می شدم. وقتی می بردی تنهات می گذاشتم




 




 




وقتی از خوااب بیدار می شویم دو انتخاب ساده برای ما وجود دارد




 به رختخواب برگردیم و رویاها را ادامه دهیم




یا اینکه برخیزیم و به دنبال تحقق ان رویاها برویم




 




وقتی کودک بودم




توپ های کوچکم با شادی از دستانم قل می خورد




 و لغزنده و رقصان به روی زمین می غلتید .




 کاش کودک بودم تا اینگونه




 اشک هایم مانند توپی غمگین به روی گونه هایم نمی غلتید




 و به روی زمین نمی افتاد




 شاید برای شادی ام اشکها خود را به خاک می سپارند ........!!!    



                             




زمان ایستاده است


 

ساعتها


 

عقربه ندارند


 

نه گذشته یی


نه آینده یی


در خلإ زندگی می کنم


به درد ناکی


زندگی روزمره ی آدمها


می اندیشم..


تهوع آور است


زنده بودن و


نفهمیدن


زنده بودن و


هیچ بودن..


کسالت کوچه ها را


تجربه می کنم


می خواهم


تو را نوازش کنم


حس کنم


بو بکشم


بشنوم


ما آدمها


چقدر مجبوریم


درد در من


پایانی ندارد....






 



نوشته شده در دوشنبه 7/1/91ساعت 6:28 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

از همه ی داشته هایت که به آن می بالی !  


خدا را جدا کن


ببین چه داری ؟؟؟


.
.
.


به همه ی کمبودهایت


که از آن می نالی


خدا را اضافه کن


ببین چه کم داری ؟؟؟


 


درد و دل که میکنی


ضعف هایت را،دردهایت را میگذاری توی سینی


و تعارف میکنی تا هرکدامشان راکه میخواهند بردارند


تیز کنند،تیغ کنند و بکشند بر روحت ...


 


درد دارد


 


وقتی همه چیز را میدانی


و فکر میکنند نمیدانی


و غصه میخوری که میدانی


و میخندند که نمیدانی ...


 


شیشه احساس مرا دست نزن


 


چندشم می شود از لکه ی انگشت دروغ


او که میگفت که احساس مرا میفهمد


کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت


+پ.ن:


تقصیر برگ ها نیست


آدم ها همینند


نفس میدهی


له ات میکنند..


دیرگاهیست

بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی

عادت کرده ایم به زمین

زمین جای گرم و نرمیست

چه خیال اگر چشمهایمان را خواب

چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!ــ این روزها بالاتر از سیاهى هم رنگى هست و آن رنگ روزگار ماست


                                                                


 


من دیگر ناله نمی کنم!

نه...

 


من دیگر ناله نمی کنم ، سالها نالیدن بس است!


می خواهم فریاد بزنم:


چقدر این قفس برایم تنگ است. من تاب تنگنا ندارم !


اما اگر نتوانستم، سکوت می کنم


خاموش بودن بهتر از نالیدن است ...


به قول دکتر شریعتی:«گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند!»



 


نوشته شده در شنبه 5/1/91ساعت 4:58 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

 


 


 

 


یه جایی شنیدم که یارو می گفت:


 زخم های آدم سرمایه است.حالا می فهمم که
این سرمایه رو نباید با این و اون تقسیم کرد.


داد نکشم, هوار نکشم ,صبور و آروم و
بی صدا باشم .و همه چی و تحمل کنم.


وقتی می باختی باهات شریک می شدم. وقتی می بردی تنهات می گذاشتم


 


 


وقتی از خوااب بیدار می شویم دو انتخاب ساده برای ما وجود دارد


 به رختخواب برگردیم و رویاها را ادامه دهیم


یا اینکه برخیزیم و به دنبال تحقق ان رویاها برویم


 


وقتی کودک بودم


توپ های کوچکم با شادی از دستانم قل می خورد


 و لغزنده و رقصان به روی زمین می غلتید .


 کاش کودک بودم تا اینگونه


 اشک هایم مانند توپی غمگین به روی گونه هایم نمی غلتید


 و به روی زمین نمی افتاد


 شاید برای شادی ام اشکها خود را به خاک می سپارند ........!!!


 


 



                    


اینم یه عکس کاملا مرتبط با متن :))


 



نوشته شده در یکشنبه 28/12/90ساعت 1:37 عصر توسط آرش نظرات ( ) | |

وَ قَالَ [علیه السلام] الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّةَ وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّةَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.


 دنیا بدن ها را فرسوده و آرزوها را تازه مى کند ، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز مى سازد ، کسى که به آن دست یافت خسته مى شود ، و آن که به دنیا نرسید رنج مى برد.



وَ قَالَ [علیه السلام] أُوصِیکُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ یَعْلَمِ الشَّیْ‏ءَ أَنْ یَتَعَلَّمَهُ وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَیْرَ فِى جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا فِى إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ .


 شما را به پنج چیز سفارش مى کنم که اگر براى آن ها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمل کنید سزاوار است : کسى از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از یکى سؤال کردند و نمى داند ، شرم نکند و بگوید نمى دانم ، و کسى در آموختن آنچه نمى داند شرم نکند و بر شما باد به شکیبایى که شکیبایى ، ایمان را چون سر است بر بدن و ایمان بدون شکیبایى چونان بدن بى سر ، ارزشى ندارد.


 




وَ حَکَى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ [علیه السلام] أَنَّهُ
قَالَ کَانَ فِى الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِى رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِى فَالِاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ .(19)
قال الرضى و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط .


 (امام باقر [علیه السلام] از حضرت امیر المؤمنین [علیه السلام] نقل فرمود :)
دو چیز در زمین مایة امان از عذاب خدا بود : یکى از آن دو برداشته شد ، پس دیگرى را دریابید و بدان چنگ زنید ، اما امانى که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امان باقیمانده ، استغفار کردن است که خداى بزرگ به رسول خدا فرمود :
" خدا آنان را عذاب نمى کند در حالى که تو در میان آنانى ، و عذابشان نمى کند تا آن هنگام که استغفار مى کنند."
(این یک نمونه از بهترین استفاده ها و لطیف ترین استنباط ها از آیات قرآن است.)


سلام به همه شما دوستان خوب و با صفا و باحال


میدونم پیام تبریک زیاد شنیدین ولی خب پیام من مخصوصه ...انشائالله سالی پر از برکت و رزق معنوی داشته باشین ...لحظاتتون شاد .


یه چیز دیگه  دلم برا همتون تنگ شده بود...فعلا خدانگه دار همگی


 


 



نوشته شده در یکشنبه 28/12/90ساعت 10:3 صبح توسط آرش نظرات ( ) | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - مجله شب فارسی - سایت عکس باران

مرتضی پاشایی - دل من ، دل تو
مرجع کد آهنگ : میهن کد